شير على خان لودى
164
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
خوش بود . انجير ، مال و روزى حلال است . برگ انجير ديدن ، دليل انديشه و بيمارى بود . درخت جوز ، مرد بخيل ، و ميوهء او ، مال و منفعت بود ، و تعبير بادام و فندق و پسته بدين نزديك باشد . انگور اگر سپيد باشد ، در هروقت كه بيند ، نعمت و منفعت بود ، و سياه اگر در موسم بيند ، انديشه و پشيمانى آرد ، و مويز همين تعبير دارد . درخت سيب ، مرد مؤمن باشد . شفتالو و زردآلو و خيار و آلو و خربزه هرچه زرد باشد ، غير از ترنج ، دليل بيمارى بود ، امّا اگر ترنج بسيار بيند ، مال و نام نيكو يابد ، و اگر يكى يا دو بيند ، فرزند شود . هرچه از ميوههاى ترش بيند ، رنج آرد . چون بيند كه خيار و بادرنگ مىخورد ، اگر زنش حامله بود ، دختر زايد . درخت توت ، مرد بامنفعت بود ، و بار او مال حلال . انار شيرين ، مال بود ، و ترش ، دليل آبله و حصبه . و درخت انار ، كنيزك بكر باشد . و اگر انارى يابد ، هزار دينار به دست آيد . درخت خيار ، مال اندك بود ، و درختان بىميوه همين تعبير دارند . درخت كدو ، مرد عالم و طبيب بود ، و بار او خوردن ، دليل خوشدلى باشد . كشتزار ، علامت نعمت و علم بود ، و اگر كشت در موضعى بيند كه نه جاى آن بود ، دليل كند بر اجتماع مخالفان ، و اگر بيند كه آن را مىدروند ، دليل قتل بود . و اگر بيند كه زراعت مىكنند ، از مردى بزرگ منفعت يابد ، و چون بيند كه مىدروند و آن را در خرمن مىكند ، منفعتى تمام از جايى كه اميد ندارد ، حاصل كند . گندم ، مالى بود كه از مشقّت به دست آيد ، برنج و گاورس همچنين ، و اگر بيند كه از اين حبوب خنك و ناپخته مىخورد ، انديشه آرد . كنجد ، مال نيكو بود . و پنبه ، مال پايدار باشد . گل نرگس ، زن و كنيزك بود ، و چون آن را در بوستان بيند ، فرزند يابد ، گل سرخ همچنين . ياسمين ، شادى و خبر خوش بود . بنفشه ، كنيزك پارسا باشد . خار ، علامت مرد درشت و بدسيرت . هيزم ، دليل نفاق . گزر در موسم خود ، مال و شادى بود ، و در غير موسم ، سرمايهء انديشه . شلغم ، زن روستايى و اندوه . چقندر ، خير و منفعت . ترب ، روزى حلال . بادنجان در موسم ، دليل انديشه ، و بىموسم ، پسنديده باشد . سير اگر تر بيند ، فراخى نعمت بود ، و خشك ، پشيمانى و بدنامى آرد . به زور و حبوب كه در ادويهها به كار آيد ، دليل علم و حكمت بود . خشخاش ، مال حلال باشد . عنوان نهم ، در معدنيّات و هرچه از آن سازند - ديدن زر ، دليل اندوه و غرامت بود ، امّا اگر بيند كه درستى از زر يافت ، فرزند شود ، و اگر بيشتر يابد ، علم و قوّت در كار دنيا و دين بود . اگر پارچهاى بزرگ از زر يابد ، دليل پادشاهى و مهترى بود . و اگر بيند كه زر مىريزد ، نشان آفت و هلاكت بود . نقره ، مال مجموع بود ، و پارهء نقره ، كنيزك . اگر بيند كه نقره از كان بيرون مىآرد ، زنى بكر كند . و اگر نقره بگدازد ، در خصومت افتد . و گنج ، علم و منفعت بود ، و بعضى گفتهاند كه يافتن گنج ، سبب غم و اندوه ، بلكه دليل وفات بود . ياقوت ، شادى و عيش خوش و فرزند